|
هنر و ادبیات/دفتر دوم:نقدها ویادداشتها
|
عبور نمی کنم از پشت عینک تو
ما را سیاه می کنی
با ریملت
من توی پالتوی کهنه نارنجی ام
هنوز هستم
روی حرف اولم
هنوز عبور میکنم...
انگشتهای اشاره ات
شعری که میخوانم و میخندی
توی این همه روزهای غریب گردی ام
شهر شما
خیال نمی کنم
با قاب سیاه عینکت حتی
کتاب بخوانی
این قاب و دوتا ابرو سیاه/ بالاسر
خیال نمی کنم خواب باشد
دوست داشتم از بالای عینک نگاه کنی
دوست نداشتم
بیدار شوم.... 1/2/85 زیباکنار